روایت مردی که ابن سلام را بیشتر از مجنون دوست داشت
"قصه های رسول" با چند کتاب دیگر به دستم رسید. شاید چون خودم نخریده بودم و قرار بود نقدی برای هرکدام بنویسم دلیل شد برای اینکه سخت به کتابها نزدیک بشوم.مدت زیادی نگذشت که جلد کتاب " قصه های رسول" چشمم را گرفت. نه اینکه گل وبوته و سایه و تایپو گرافی و رنگ و این چیزها باشد. مرد خندانی با تصویری بسیار زنده از پشت عینکی ته استکانی نگاهم می کرد . انگار از پشت دندانهای سفیدش می شنیدم که : معطل چه هستی؟ شروع کن دیگر.
سن و قد و قواره من و دهه پنجاهی ها به رسول پرویزی قد نمی دهد .( عقلمان به گمانم چرا!) خیلی که روی نوک پنجه بایستیم قصه های جنوب را می توانیم از صادق چوبک ،احمد محمود و شاید چندتایی از محمد ایوبی و چند سال گذشته منیرو روانی پور پیدا کنیم. نه اینکه هیچ کس دیگری بومی ننوشته و جنوب فقط در همین مثلث است. جوان تر ها که زیاد نوشته اند و می نویسند در آینده. اما آن تصویر نابی که سایه سنگین نوستالژیک را با خود به همراه داشته باشد آنقدرها زیاد نیست که بشود مثلا ده تا " دلیران تنگستان" ردیف کرد. واقعیت را که نمی توانیم انکار کنیم. می توانیم؟ مثل این است که بخواهیم به دنبال رد پای خراسان در کتابهای بعد از " کلیدر" بگردیم. واقعا آنقدر زیاد هست این عناوین که بشود راحت شمرد و گذشت و خواند و فهمید؟
نویسنده ای که با مرگ نسل خوانندگانش مرد
در تاریخ ادبیات آلمان – قرن 18- هیچ نویسنده ای مثل آگوست هاینریش لافونتن نیست که در زمان خودش به این درجه از شهرت رسیده و بعد از مرگ به این وسعت فراموش شده باشد.نویسنده ای با شصت رمان منتشر شده که آثارش به 14 زبان زنده اروپایی ترجمه شده است. اکتبر 2008 شهر کوچک برانشوایگ به همت خانه ادبیات آلمان ، دانشگاه برانشوایگ ، بانک استان و شهرداری، دویست و پنجاهمین سالگرد تولد این نویسنده مشهور کلاسیک را در سه روز متوالی و با دعوت از پژوهشگران ادبی آلمان، اتریش، سوئد، انگلستان و قبرس برگزار کردند.شاید حضور یک ایرانی علاقمند به ادبیات و پیدا کردن نقاط مشترک میان بحثهای ادبی و بررسی عوامل موفقیت نویسنده ای مانند لافونتن که سالهای سال فراموش شده بود سبب شد دقیق تر این سمینار را دنبال کنم.
مینا توکلی مدتهاست که در آلمان زندگی می کند و یکی از مخاطبان جدی ادبیات است. حضور او در کنار بزرگان و پژوهشگران ادبی، سبب شد که ریزه کاری های بزرگداشت اگوست لافونتن با تمام دقت او ضبط شود و بعد ، از نوشتن و ایمیل هم فراتر برود و به گفتگویی دو ساعته با او که به آثار لافونتن آلمانی مسلط است و سمینار را با حوصله و علاقه دنبال کرده بود ، منتهی شود. آنچه می خوانید برداشتها و گزارشی است که مینا توکلی از سه روز حضور در کنار دوستداران لافونتن برایم گفت و من از او اجازه گرفتم که مهمترین بخش ها را بنویسم. پنجشنبه هم در صفحه ادبیات روزنامه اعتماد ملی منتشر شد.