تبليغاتX
این یادگاری من است؛ روزنوشت های مریم حسینیان

چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
دو کلمه حرف حساب درباره شازده کوچولو

شما هم مي توانيد روباه ها را اهلي كنيد؟!

بعضي از كتابها آن قدر محكم پا بر زمين ادبيات مي كوبند كه ديگر نمي شود براي خوب و بد بودنشان اظهار نظر كرد. بسياري از اهالي داستان، شازده كوچولو را دوست دارند نه به خاطر خط كشي دنياي آدم بزرگها و بچه ها ،‌بلكه به اين دليل عجيب كه مي دانند هر وقت اراده كنند به راحتي مي توانند بلغزند لا به لاي فصل هاي كوتاه و متنوع كتاب و مناسب با حال و هوايشان، با شازده كوچولو همذات پنداري كنند. شايد شما هم متعلق به همان گروهي باشيد كه صندلي تان را جا به جا مي كنيد و چهل و سه بار به غروب خورشيد خيره مي شويد. شايد كار اصلي تان اهلي كردن روباه هاي اطرافتان است! شايد هم…

تنوع ترجمه هاي مختلف از كتابي كه گويا پرفروش ترين كتاب دنيا بعد از انجيل است كاملا طبيعي به نظر مي رسد  .

چند سال قبل ترجمه متفاوت شاملو توجه بسياري را به خود جلب كرد. ورود واژه هاي عاميانه به ساختار شازده كوچولو، هرچند پل ارتباطي مخاطب را با رويدادهاي كتاب نزديك تر مي كرد اما گاهي به نظر مي رسيد كه سايه لحن بر داستان، شازده كوچولو را از تصوير روشن خود جدا كرده است. پسرك كوچك و دوست داشتني كه گويا موطلايي هم هست، بدون لهجه،‌ تكيه كلام يا هر نشانه ديگري و همان طور كه خلبان مي بيند و روايت مي كند به دل مي نشيند و توان بيدار كردن كودك درون  را دارد.

چندي پيش يكي دو نفر هم درايران آستين ها را بالا زدند و دنباله هايي بر شازده كوچولو نوشتند كه نتوانست هيچ اتفاق تازه اي را رقم بزند و فقط دو خط كوتاه عمودي بر پيشاني اگزوپري نشاند.

 هميشه وقتي كتابي ماندگار مي شود كشف الاسراري هم دنبال خود مي آورد كه سعي در رمز گشايي و ريزبيني دارد و اغلب با استقبال طرفداران روبه رو مي شود. همه ما دلمان مي خواهد سر از كار شازده كوچولو در آوريم، رازهاي او را بدانيم و نقاشي هاي ساده و غريب كتاب را كشف كنيم. مدتي است كه شازده كوچولوي دوسنت اگزوپري با ترجمه خوب و يك دست دكتر عباس پژمان در سكوت و آرامش وارد بازار كتاب شده است. استفاده از زبان معيار و پرهيز از محاوره نويسي، بار ديگر مفهوم عميق شازده كوچولو را به رخ مي كشد. يادداشت ها و توضيحات مترجم در پايان كتاب كه با دقت و دلايل مبسوط ؛ بر سوررئال بودن اثر تاكيد مي كند و تحليل تصاوير و بند بند داستان، بسيار خواندني و قابل تامل است. مخاطب تشنه رازهاي شازده كوچولو بلافاصله بعد از خواندن كتاب؛ مي تواند با دنبال كردن نكات ظريف مترجم، لذت سفر شهرياري را حس كند كه با گوسفندي خوابيده در جعبه اي دربسته،‌ قلبش ازشادي مي لرزد. راستي كسي مي داند چرا اين قدر دير شازده كوچولو كشف شد؟